دورهمی دوتا بامرام

رفاقتمون تا پای دار پایداره ^-^


عطسه و خواستگاری رفتنش...!!!

ینی تو این روزا تنها کاری که میتونیم بکنیم خاطره تعریف کردنه...

یه سال پیش بنده یه فکر شومی به ذهنم رسید و گفتم یکی از بیانیا رو سر کار بزارم دو تایی بخندیم... دقیقا همون روز راجب کروکدیل پست گذاشته بودم که کروکدیل سه تا انگشت داره یا چهار تا...

ناشناس رفتم وبش کامنت گذاشتم: سلام خوبین؟!!

طرف گفت: سلام ممنون

گفتم: منو میشناسین؟؟!!

گفت: نه نمیشناسم

منم نه گذاشتم نه برداشتم گفتم: عه چه تفاهمی منم شما رو نمیشناسم کی بیام خواستگاری؟؟

بنده خدا انگار رفته بود تو شوک بعد دو سه دقیقه جواب داد: خواستگاری تو بیان ندیده بودم که اونم دیدم😂

گفتم: حالا چی شد کی بیام؟!

گف: میدونم دختری

ــ ینی انقدر ضایع بود

ــ اره😂

ــ باید رو خودم کار کنم

اونم گفت: اره.... از کروکدیلا چه خبر؟؟😂

ینی منو میگین به معنی واقعی واژه پوکر فیس شدم://// «اخه از کجا فهمید؟؟؟؟؟»

ای دل غافل... لو رفتم:(( شانس ندارم که.... طرف یخورده میدونست و از امار و ای پی پیدام کرده بود.. بخدا یه خورده عقل نداشتم برم یکیو سر کار بزارم که نشناستم

خلاصه اینکه الان انقدر با هم دوستیم که تا قضیه اون روز پیش میاد دو تایی از خنده غش میریم😂😂

 

میدونم استعدادی تو خاطره تعریف کردن ندارم ولی چه کنیم دیگه...

نکته آموزندش هم اینه: واسه شادی دل خودتون و بقیه، دوستاتونو اذیت کنین و توی یه کلام «دیوونه باشین»

😂😂😂😂😂😂😂chashm

atseh .r
بی بلا😂😂

😂😂

atseh .r
😂😂
چ جذاب
atseh .r
😂 کجاش جذاب بود؟!

ههههههههههههه

لیندای اعظم
:))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Edited By Ms. ЭЯОЯ